بازدید امروز : 13
بازدید دیروز : 10
هو الشهید
همیشه شنیده ایم که بشر سودای پرواز را در ذهن دارد و ساده انگارانه با خود می اندیشد آنچه که اکنون در دست دارد همان آسمان است ، همان آرزوی دیرینه اوست ...
غافل از اینکه این پرسه ها در آسمان و غوطه خوردن در ابرها آرزوی نهایی او نیست ! این غفلت تا کی ؟؟؟؟!!!!!
پرواز برای مااین نیست که به آن دل خوش کردیم . پرواز برای ما جدایی فیزیکی از زمین و رسیدن به آسمان نیست . این نیست که لذت در آغوش کشیدن آسمان را داشته باشیم .
اصلاً پرواز برای ما آسمان و زمین ندارد . شاید از این روست که ما را بال پرواز ندادند . آری بال پرواز ندادند تا جسورانه درک کنیم که پرواز برای ما بال زدن و پرکشیدن مادی نیست ! پریدن نیست ...
این پرنده است که بال می زند و اوج می گیرد و آسمان را لمس می کند . این انسان است که اوج نمی گیرد ، بال نمی زند ، عروج می گیرد ...
این زندگی واقعی است . زندگی ای که از شهادت آغاز می شود ، از حضور ، از عروج آسمانی .
آری !!! دل ها همه بارانی بود ، جایی باران می زد و جایی رعدو برق . جمع پرواز کردند و جمعی پروا ز پرواز . دریغ از اینکه بدانند زیباترین مرگ ها یا شیرین ترین ولادت ها شهادت است .
مردن را هراس نیست . بیم واقعی از چطور مردن است . اینکه آسمان دلت ابری شود و ببارد و ناگاه رعدو برقی زند و انسانی خاکی پرواز کند و عروج بگیرد .
....
و این است راز هستی : شهادت ! و تا چشم ها کم سوست هماره راز خواهد ماند و عجیب اینست که اسرار را به رازآمیزترین واقعه فاش می کنند .
غلط انگاشتم انگار ! مگر مردگان هم شهید می شوند که ما شهید شویم ؟؟!!
شهادت تنها برای زنده هاست . آنانی که یک عمر مرده اند ، یک لحظه هم شهید نخواهند شد . و این ماییم که زنده بودیم و نبودیم و آن شهدایند که اگر زنده نبودند اما بودند . گروهی مرگ را در آغوش گرفتند و شهید شدند و ما مرگ را در بر گرفتیم و مردیم .
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
اشتراک