بازدید امروز : 14
بازدید دیروز : 10
... گروهی می گویند جایشان خالیست غافل از اینکه در نظام تکوینی ، هیچ جایی خالی نیست ! اما کاش جای ما نزد آنها خالی باشد . پس از آنها ، من نه از رفتن ، که از ماندن می ترسم ؛ می ترسم که مرده بمانم و مرده بمیرم . که ما ماندیم و رفتیم و آنانکه رفتند ، ماندند . " ما می گوییم : من ... شهید می گوید : او ... ما می گوییم : او ... شهید می گوید : تو ... ما می گوییم : تو ... شهید می گوید : من ... " ما همیشه عقب تریم ... برای من که هنوز تلفظ عشق را نمی دانم ، شهادت آیا معنا خواهد داشت ...!کاش می شد فهمید نور عشقی را که در نهانگاه چشمانشان جاری بود . اگر بالت شکسته است غم مخور ! شهادت بال نمی خواهد ، حال می خواهد ...حال اینکه بتوانی خود را در معشوق هستی محو ببینی !بال را می دهند اما نه پیش از شهادت ... آیا تا بحال به این اندیشیده ایم که پرنده ها به حال ما غبطه خواهند خود ، روزی که بی بال پرواز کنیم . جای غصه نیست ! تا خدا هست می توان شهید شد . پس تا شهادت هست شهید باید شد .شهادت را مگر در و دیواری است که می گویند : " اب شهادت را بستند . " شهادت هماره در شهادت است ... مرز مردن و شهادت خون نیست ، خود است .اگر خود را واگذاشتی می توانی طعم آشنای شهادت را بچشی . و این است رمز و غفلی که هر کسی کلید آنرا نمی یابد . .... ادامه دارد !
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
اشتراک