سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
دل نوشته 3 - منجی بشر
 تعداد کل بازدید : 4462

  بازدید امروز : 16

  بازدید دیروز : 10

منجی بشر

 
هیچ مال از خرد سودمندتر نیست ، و هیچ تنهایى ترسناکتر از خود پسندیدن ، و هیچ خرد چون تدبیر اندیشیدن ، و هیچ بزرگوارى چون پرهیزگارى ، و هیچ همنشین چون خوى نیکو ، و هیچ میراث چون فرهیخته شدن ، و هیچ راهبر چون با عنایت خدا همراه بودن ، و هیچ سوداگرى چون کردار نیک ورزیدن ، و هیچ سود چون ثواب اندوختن ، و هیچ پارسایى چون باز ایستادن هنگام ندانستن احکام ، و هیچ زهد چون نخواستن حرام ، و هیچ دانش چون به تفکر پرداختن ، و هیچ عبادت چون واجبها را ادا ساختن ، و هیچ ایمان چون آزرم و شکیبایى و هیچ حسب چون فروتنى ، و هیچ شرف چون دانایى ، و هیچ عزت چون بردبار بودن ، و هیچ پشتیبان استوارتر از رأى زدن . [نهج البلاغه]
 

نویسنده: مریدالمهدی ::: شنبه 31/2/90::: ساعت 11:39 صبح

...


 


شهادت ، ذخیره انسان است برای روز مبادا ؛ مبادایی که ای کاش بادا . آنان که رفتند خدا را خواشتند .


دمی با خود بیاندیش " فکر کن " !


هر که خدا را بیش از خود دوست بدارد ، بی شک شهید خواهد شد و اما من ...


باید فهوید که جان ، امانتی است که باید به جانان رساند ، اگر خود ندهی ، می ستانندش ! فاصله مرگ و شهادت ، همین خیانت در امانت است . جان را اگر عاریتی نیست چرا می ستانند؟


و اما سوال اینجاست ! هر که شهید شد خدا را خواهد دید ؟ یا هر که خدا را دید ، شهید خواهد شد ؟


      شهادت  


                 خدا را گفتن است ؟ یا خدا را دیدن ؟ یا خدا را نشان دادن ؟


دیدار ، که خود ، شهادت است ؛ پیش از دیدار ، دیدن یار ، شرط است ! یار اگر دیدنی است ، بی دیده باید دید ...


پسر دید و رفت ، پدر چید و رفت ؛ یکی به بهشت و دیگری از بهشت ... این است اعجاز شهادت .


شهادت داستان ماندگاری آنانیست که دانستند دنیا جای ماندن نیست . شهادت ، به آسمان رفتنی نیست به خود آمدن است . شهادت ، پرواز کردن نیست ، پرواز شدن است .


زندگی سراسرش آزمون است و مهر قبولیش شهادت !


میان ما و شهادت ، عهدی است برای رفتن ؛ و تنها آنانکه بر پیوندشان با او ماندند ، با شهادت خواهند رفت . پس بدان ! به اشک اگر وضو سازی و به امام عشق اقتدا کنی ، شهادت نمی دهی بلکه شهادت می گیری و در نهایت سلام را در بهشت خواهی داد .


آیا امامت نبود که انس با قرآن داشت ؟ آیا او نبود که لطافت روح داشت ؟ آیا او نبود که آراستگی ظاهری داشت ؟ آیا او نبود که از تجمل و تشریفات پرهیز می کرد ؟ آیا اخلاص و تقوی را نمی شد در دیدگانش دید ؟ آیا اخلاق حسنه و فضایل اخلاقی نداشت ؟ آیا فرزندانش ، آن لاله های در خون غلتان ، آن " رزمندگان اسلام " این فضیلتها را نداشتند ؟


...


ادامه دارد !