با نام و یاد خدا که هستی بخش مطلق است و جز او هیچ پایگاه و آرامش دهنده ای نخواهد بود؛ با نام او که جز او را پرستیدن خطاست؛اویی که مرا ارزشمند آفرید تا جانشینش بر سرتاسر گیتی باشم و این خصلت را ارج می نهم

با تمام وجود دوستت دارم، کوتاهی هایم را ببخش و مرا قرین رحمتت بگردان...

آمین

سوره الذاریات آیه 56 :

پریان و آدمیان را نیافریدم مگر که عبادتم کنند.

تفسیر:

انسان آفریده شده است که خدا را پرستش کند و پرستش خدا، خود، هدف است. 

سوره مومنون آیه 115:

آیا پنداشتید که ما شما را عبث آفریده ایم و شمابسوی ما بازگشت نخواهید کرد؟

تفسیر:

اگر بازگشت به خدا نباشد خلقت عبث است. قرآن در آیات مکرر مسئله قیامت را با مسئله به حق بودن و باطل نبودن خلقت، لغو و بازی نبودن خلقت توأم و در واقع استدلال کرده است. یک استدلال که قرآن درباره قیامت دارد استدلال به اصطلاح لمی است یعنی به دلیل اینکه این عالم خدائی دارد و این خدا کار عبث نمی کند و کار او به حق است و باطل و بازیچه نیست و خلقت، چنین خالق حکیمی دارد، رجوع و بازگشت به پرورگار هست، و در حقیقت این قیامت و بازگشت به خدا است که توجیه کننده خلقت این عالم است.

در منطق اسلام هدف اصلی از زندگی، جز معبود چیز دیگری نمی تواند باشد. یعنی قرآن می خواهد انسان را بسازد و می خواهد به او هدف و آرمان بدهد، و هدف و آرمانی که اسلام می خواهد بدهد فقط خدا است و بس، و هر چیز دیگر جنبه مقدمی دارد نه جنبه اصالت و استقلال و هدف اصلی.

 قرآن انسانهای کامل را توصیف می کند، و یا از زبان انسانهای کامل سخن می گوید، آنها را اینطور معرفی می کند که آنها هدف زندگی را خوب درک کرده اند و روی همان هدف کار می کنند و گام برمی دارند. در اسلام همه چیز بر محور خدا دور می زند چه از نظر هدف بعثت انبیاء و چه از نظر هدف زندگی یک فرد. 

 

و اما در این میان نقش انسان در زمین چه خواهد بود؟ 

 

دلایل مفسران و محققان بر جانشینی انسان در روی زمین و مقام خلیفة اللهی وی، آیات و روایات است؛ مانند: "و او کسى است که شما را جانشینان (و نمایندگان) در زمین ساخت"، و "اى داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم".

آنان می گویند: "خلیفه" در سخن خدای متعال:

"قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً"،

به معناى جانشین است؛ یعنی کسى که در مقام دیگرى باشد، ولى در این که منظور از آن در این جا، جانشین چه کسى و چه چیزى است، نظریات مختلف است.

 بعضى گفته ‏اند منظور جانشین فرشتگانى است که پیش از این در زمین زندگى می ‏کردند. عده ای برآنند منظور جانشین انسان هاى دیگر یا موجودات دیگرى که قبلاً در زمین می ‏زیسته ‏اند، و بعضى آن را اشاره به جانشین بودن نسل هاى انسان از یکدیگر دانسته ‏اند، سرانجام گروهی نیز به جانشینی و خلیفة اللهی معتقدند.

 

"إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى جَعَلَ الدُّنْیَا کُلَّهَا بِأَسْرِهَا لِخَلِیفَتِهِ حَیْثُ یَقُولُ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً فَکَانَتِ الدُّنْیَا بِأَسْرِهَا لآِدَمَ وَ صَارَتْ بَعْدَهُ لِأَبْرَارِ وُلْدِهِ وَ خُلَفَائِه"؛‏

 خداوند دنیا را با تمام آنچه در آن است، برای خلیفه خود قرار داد، آن جا که خطاب به فرشتگان می فرماید: "من در روى زمین، جانشینى [نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد، پس دنیا با تمام آنچه در او است، به آدم اختصاص یافت و بعد از وی به نیکان از فرزندان و جانشینانش ... .